تبليغاتX
گنـج ما در کنج زنـدان
آزادی ... حقـوق بشـر .... عدالـت
 

سلام دوستان ، نوشتن هم اینروزها کار بی معنائــی است

از چی بنویسیم ؟

از سخنان گهربار پرزیدنت احمدی نژاد ؟

از ناامنـی که حتی ساعت 5/8 بعداظهر امنیت نیست و 12 نفر را در جاده به گلوله می بندند ؟ یا از اراجیفی که سخنگوی دولت در این رابطه گفته که کشتن مردم ارزش عملیاتی نداره ؟

از جهانبگلـو که هر چه می گویند و می گوئیم که بابا این آدم رو چرا گرفتید ، گوش شنوائـی نیست ؟ یا از مادرش که در سی سی یو با مرگ دست و پنجه نرم می کند ؟

از زادروز حکیـم طوس ، این افتخار ایران آریایی مان ؟

از  بیانیۀ اتحادیه اروپا در بحران هسته ای ایران ؟

از تظاهراتی که در دانشگاههای کشور برپاست و احضار و اخراج دانشجویان ؟

از بازداشت شدگان اتحادیه اتوبوسرانی که ماهها است در مهمانسرای اوین پذیرائی می شوند ؟

نـه هیچ نگوئیم و ننویسیـم بهتر است

این مـارمولکی که زمام امور کشور را بدست گرفته عنقریـب  مملکت را به تاراج خواهد داد .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت   توسط م- آذین | 

سلام دوستان نامۀ سراسر پند و اندرز احمدی نژاد را برای رئیس جمهور آمریکا دیدید ؟

آیـا این هم جـام زهـری دیگـر است ؟

شاید هم میخواسته تقلیدی از آیت الله خمیـنی که نامه ای برای گورباچف نوشت ، کرده باشـد

 

او در جائی از نامه اش نوشته : تاریـخ به ما می گوید حکومتهای ظالم و ستمگر باقی نمی مانند

یکی نیست از او سوال کنه چطور شماها ماندید و جولان می دهیـد ؟

بسیاری از مردم جهان احساس ناامنـی می کنند

مردم جهان هم که این احساس را نداشته باشند ملت ایران قطعا دارنـد

آيا شما فكر نمي‌كنيد كه اگر همه‌ي ما به اين باور برسيم و از اين اصول پيروي كنيم كه توحيد، پرستش خدا، عدالت، احترام به شان انساني، باور به آخرت است، مي‌توانيم بر مشكلات كنونی جهان فائق آییم .

چـرا بوش احتمالا به این باور رسیده اما سردمداران ولایت فقیه هنوز معنای عدالـت را درک نکرده اند .

 

احتمالا احمدی نژاد بعد از این نامه که خیال نمی کنم پاسخی دربر داشته باشد نفرین نامه ای می نویسد و توسط سفیر سوئیس بدست بـوش میرساند ، عملکرد اینها به جز اینکه حیثـیت ایران را خدشه دار کند  هیچ ثمـری ندارد

ای کاش می توانستم  بگویم آقای احمدی نژاد حقیقت نزد قادر متعال پنهان نیست ، پس اقلا از او بترسید برای افراد می توانید مظلوم نمائی کنید ، اما خدا که شاهد و ناظر ظلم و ستم هائی که بر ملت ایران روا داشته اید هست  ، شما که خود خـدا را ناظر بر اعمال خود نمی دانید چطور باب نصیحت به بوش را باز می کنید ؟ شما که از خـدا نمیترسید چگونه به بوش می گوئید از خـدا بترس ؟

شاید آقای رئیس جمهور قصد وقت کشی در باب بحران هسته ای دارد ، شاید هم فقط میخواسته به اصلاح طلبان دهان کجی کند ، شاید هم دلش گرفته بود و خواسته درد و دل کند

هرچه بود که از اون کارهای احمدی نژادی بـود و بس

                                  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت   توسط م- آذین | 
 

در مراسم روز جهانی مطبوعات از 5 روزنامه نگار تقدیر به عمل آمد که یکی از آنان اکیـر گنجی این مبارز خستگی ناپذیر در راه آزادی و دموکراسی بود

مبارزات و رشادت های اکبر گنـجی بر تارک این ملت نقـش بسته

 

قلــم طلائی به اکبـر گنجی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط م- آذین | 

هیچ رغبتی به نوشتن ندارم

حکایت ما حکایت همان لوطی و انتـر است ، ما را هر طور می خواهند می رقصاننـد

ایـن تحقۀ انیشـتن ( انرژی هسته ای ) عاقبـت ریشـۀ این ملت را می خشکاند

آمریکا و دول غربی بر این عقیده اند که حکومت ایران با حربۀ مذاکره قصد اتلاف وقت و رسیدن به سلاح هسته ای را دارد ، که پـربیراه هم نمی گویند

هنوز تحریم رسمی انجام نشده از هیچیک از بنادر ایران بارگیری صورت نمی گیرد و اقتصاد کشور فلـج است ، خدا بفریاد برسد روزی را که تحریـم شروع شود !

اگر گوش شنوائی بود و اگر مصالح کشور را مـد نظر قرار میدادند حرفی نبود برای ایـران وطن عزیزمان می جنگیدیم و تن به تحریم میدادیم ، اما شعار دادن دیگر کافیست 27 سال شعار دادیم و شعار شنیدیم

زندگـی جز آتش تیـزی نبود           جز نوای حسرت آمیزی نبـود

نمیدانم این شعر را کجا خواندم که یکدفعه به ذهنـم آمد

حالا باید منتظر بمانیم ببینیم چه واکنشی نشان می دهند و بازی لوطی و انتر چگونه به انجام میرسد  

 

فردا اول ماه مـه روز جهانی کارگر است ، ضمن قدردانی از زحمات کارگران دلسوز و تبریک این روز جهانی به آنها ، بیاد دوستان عزیزمان در شرکت واحد اتوبوسرانی که به جـرم حق خواهی در زندان بسر میبرند ، روز دوشنبه در تجمع اعتراض آمیز کارگران شرکت واحد و خانوادۀ آنها ، مقابل ساختمان مرکزی شرکت واحد به آنها ملحق می شویم و در این روز باشکوه حماسه ای می آفرینیـم چون حماسۀ روزهای انقلاب ...

ای کارگر ، برزگر ، رنجبـر

ما با هم متحد می شویـم

تا برکنیم ریشـۀ استبداد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط م- آذین | 

شکاف و دودسته گی که در بین حکومت بر سر بحران هسته ای و واکنش های متفاوت آن ایجاد شده ، باعث گشته که هر روز در مجلس و جاهای دیگر اختلاف نظر و گهگاهی دعوا و مرافعه براه بیفتـد ، چیزی تا مهلت تعیین شده باقی نمانده ، دیروز در اخبار خواندم که البرادعی گزارش کار را به آمریکا داده و آنها جوابشان از همین الان آماده است ، خوب مبارک است انشالله ... ایران مثل گوشت قربــونی شده

رئیس جمهور که مرغ یک پـا است و از مواضع هسته ای و غنی کردن اوارنیوم دست برنمیداره و از رساندن سانتريفوژها به رقم ٣۰۰۰ در آخر امسال و به رقم 5500 در سالهای آتی صحبت ميکند ، انگار پشت اندر پشت دانشمند فیزیک هسته ای بوده .

حالا در این بین چی به سر ملت ایران میآد مهم نیست ، حماس که پولش رو گرفته خیال آقایون راحتـــه

بوش و رایس حملۀ نظامی به ایران را تنها گزینــۀ حل این معضل میدانند ، حالا ما می گوئیم حملۀ نظامی هم نــه ، همان تحریم ، غافلیـد چه خساراتی برای ایران به همراه داره ؟

مقام عظمای ولایت که ماورای هر قدرت و قانونی قرار داره هم چون رئیس جمهور عدالت گستـر عقیده داره که تحریم به ضرر دول غـرب و آمریکا تمام میشه  !  !  !

خـداا رو چه دیدی شاید هم شد ، دست غیبـی  ممکنه در بحرانی ترین لحظات به کمک ایران اسلامی بیاد ، همانجوری که دفعه های قبل اومـد !

                                                     

در راه تـو کی ارزشی دارد این جــان مـا                 پـاینده بـاد خاک ایـــران مـا

                                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت   توسط م- آذین | 

سلام دوستان

بگذارید از سعدی و ملک الشعرا و سهراب سپهری یکجا یاد کنیم که روزهای اخیر سالگرد آنها بود ، سه شاعر از سه نسل ، سه شاعر از ایران زمین ، سرزمین پرافتخار آریـائی مان . . .

توکـز محنت دیگران بی غمی            نشاید که نام ات نهند آدمـی                        سعدی

امروز چه کردیم که در صورت و معنی           دادیم ز کف تربیت و سرو علـن را            بهــار

من به یـک آینـه یک بستگی پاک قناعت دارم                                                    سهراب

شاید اگر امروز آنها هم بودند مثل ما وبلاگ نویسان که سرکلاف نوشتن را گم کرده ایم ، توان شعر سرودن نداشتند

به چه امیدی باید سرود یا نوشت ؟

شکم گرسنۀ مردم آیـا پذیرای خواندن و شنیدن هست ؟

ملتی که نان روزانه اش را با مشقت و سختی فراهم می کند آیا میتواند بجز سیـرکردن شکم دغدغۀ دیگری داشته باشد ؟

آیا مانورهای تبلیغاتی آقای رئیس جمهور و عوام فریبی و سخنرانی های زیرکانه و کذب او ، می تواند ملت ایران را از فکر نان جدا سازد ؟

نــه ، باید بگویم آقای احمدی نژاد فکر نان باش که خربـزه آب است

در جامعه ای که هیچ چیز سرجایش نیست و سررشتۀ امور ، مثل کش تنبان در میرود ، چه مدت می شود با عوامفریبی با وعده های پوچ و توخالی مردم را سرکار گذاشت ؟

یک روز وعدۀ  وام مسکن ، یکروز اضافه حقوق کارمندان ، یکروز شامورتی بازی پیوستن به چرخۀ سوخت هسته ای . . اما مهم اینست" کی فقر خانمانسوز دست از سر ملت ایران بر میدارد ؟"

کی ملت ایران به حـق خود میرسد و پـول نفت بر سر سفره های مردم میآید ؟

کی دست از سر بانوان ایران برای نحوۀ پوشیدن لباس برمیدارید ؟

کی حقوق کارگران و سندیکاهای کارگری را محترم می شمارند ؟

کی فیلتر کردن سایت ها و وبلاگ ها را تمام می کنند ؟

رژیمی که تا به این حد از ملت می ترسد نمیتواند ادعای مردمی بودن داشته باشد ، دولتی که چنین نابرابری در سطح جامعه رواج داده نمیتواند شعار عدالت محوری سر دهد

  

 نامۀ یک  بسیجی به رهبر 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت   توسط م- آذین |