![]() |
![]() |
|
| آزادی ... حقـوق بشـر .... عدالـت |
|
سلام به دوستان عزیزی که بیاد من هستند ، اینروزها اصلا دل و دماغی برای نوشتن ندارم همیشه در ایام بهمن ماه دپرسینگ بـدی میگیرم ، چون خودم را در سرنوشت مردم مقصر میدانم ، مردم ایران آن گاه که علیه ظلم، فساد و سرکوب حکومت شاه به پا خواستند، به همان اندازه محق بودند که امروز در تلاش خود برای رهایی از چنگال استبداد سیاه مذهبی محق هستند ، رژیم جمهوری اسلامی نه تنها آزادی و عدالت، دو خواست بزرگ انقلاب را به رویایی تعبیرنشدنی تبدیل کرده، بلکه با کمک به گسترش سایه جنگ بر فراز میهن، موجودیت هزاران ساله ی ایران را نیز با خطرات بزرگی مواجه کرده است و این حق مردم است که در برابر چنین بی عدالتی متحد شوند و ریشۀ ظلم و جور را بخشکانند ، اما چرا حق خود را نادیده میگیرند و به این بسنده میکنند که ناله و نفرینی بر انقلابیون بفرستند و تمام .... برایم معما شده ؟ شعری از حمید مصدق بیادم آمد دشتها آلوده ست فکر نان باید کرد و هوایی که در آن اگر نمی نویسم دلیلش فقط خسته شدن است و نه چیز دیگر به حمدالله وضع جسمانی ام خوب است گرچه کیسۀ داروئی ام همیشه در کنارم است اما فعلا از دست اجل جان سالم بدر بردم . امیدوارم ملت فهیم ایران مرا ببخشند و حلالم کنند که این انقلاب آن چیزی نبود که آرمان و آرزوی من و امثال من بود |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت توسط م- آذین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
نگاهـی دیگر دولت خنده مسـخ حقـوق بشر و فردگرائی جیــغ و داد ایـــران آزاد چـای بخـور غصه نخـور جمهــوریـــت بـت شکن آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
![]() |